حضور در غیاب

در جهانی که همه چیز در معرض زوال است، آنچه باقی میماند نه حضور آشکار، بلکه ردّی ناپیدا از بودن در جهان است؛ نشانههایی خاموش که در فضا، در اشیاء و در حافظه جا میگیرند. گاه نبودن، خود شکلی از بودن است؛ حضور در غیاب، صدا در سکوت و تداوم در فقدان.چیزهایی که دیده میشوند، […]
ناپدیدی

مسئله بر سر ناپدید شدن [انسان] است نه انقراض و انهدام* مجموعه حاضر حاصل دلمشغولی و دغدغههای من در این سالهاست؛ چشماندازهایی که هر روز با آنها مواجه هستم. گاه با دقت در آنها تامل میکنم و گاه از شدت هولناکیشان به ناچار میگریزم: احساس تعلقی عمیقا ناپایدار. گویا این تزلزلِ همیشگی، هویت رابطهای است […]
انسان گریزان

ما از چیزی در آینده هراسی نداشتیم. ما از زمان حال رنج میکشیدیم و به واقع مجازاتمان را میدیدیم. فرانتس کافکا – قصر این مجموعه بر وهم بودن استوار است؛ بودن آدمها در فضاهای موهوم و خیالی. آدمهایی که هستند، اما در واقع نیستند. مرز بین بودنها و نبودنها در دنیای خیالی، در این جهان […]
هدر

تجربهی سالها منظرهنگاری و جستجوی طبیعت در خارج از موقعیت شهری، مرا به جغرافیایی که در آن زیستهام نزدیکتر کرده است. جغرافیایی که بخش بزرگی از آن با کویر و زمینهای خشک احاطه شده است. درمیان این برهوت، نشانههایی از زندگی و آبادانی از گذشته باقی مانده که کارکرد خود را ازدست دادهاند؛ قلعههای مخروبه […]
استابات ماتر دلرسا

صبوری و سوگ بر مرگ عزیز، داستان ما بوده است. رنج، سکوت، اشک، بغض فروخورده و ایستادن بر مرگ یاران و عزیزان؛ این است که استابات ماتر دلرسا* که همان مادر دردمند ایستاده است، بارها و بارها به شیوههای مختلف تصویر شده و موضوع تاریخ نقاشی و آثار موسیقایی و نمایشی بسیاری بوده است. حکایت […]
چشم های خسته ات را باز کن

در شهر خسته از کولهبار سنگین از وقایع، نمایشگاه «چشمهای خستهات را باز کن» فضایی است برای دمی ایستادن، دَم فرو بردن و باز گشودن چشمهای خسته از مشاهده رویدادهای سخت. این نمایشگاه بازگشتی است به آرامش، به مقاومت خاموش طبیعت؛ نیروی توانمندی که بیاعتنا به انسان فرسوده و ذلّه، پایدار است و استوار تا […]
نام من سبز

استیتمنت :سالهاست که در انتهای زمستان از آنچه بر مردمان گذشته آه میکشیم و به امید بهاری دیگر باز هم گرد اندوه از سر و روی خود و خانه میروبیم، ولی افسوس . . .البته که نباید فراموش کرد آنچه را که هوشنگ گلشیری به شیوایی بیان کرده: «اما حالا فکر میکنم که شاید حق […]
غار خدایان

استیتمنت غار خدایان تلاشی برای بهخاطر آوردن و بهخاطر سپردن است؛ مواجه شدن با نشانههای غریبی که آمدهاند تا یادت بیاورند، تا راوی روایت رازآلود خود باشی.این مجموعه با چند فرم اتفاقی و عجیب شروع شد و به صورت ذهنی و بداهه ادامه یافت و در مدت حدود سه سال، زبان تصویری خودش را پیدا […]
شمارش معکوس ؛ صد شب + یک شب اضافی

استیتمنت روایت از جایی آغاز میشود که کلمات فرو میریزند، زبان ناتوان و سکوت جایگزین گفتگو میشود.پروژه «شمارش معکوس؛ صد شب + یک شب اضافی» تلاشی است برای کشف لحظاتی که معنا در سکوت متولد میشود؛ جایی که روایتها و اشعار در هم تنیده و مرزهای زبان به تصویر و متن گره میخورند.صد شب، سفری […]
باغ و پرنده

استیتمنت هنرمند شیفته طبیعت، افق بیانتهایی را درمییابد که او را تا ابد کفایت میکند؛ مواجهه و مداقه مداوم در عناصر متفاوت آن ، چه نقشها که عیان نکرده و چه شعرها بر زبان جاری نساخته است.رضوان صادقزاده هم از همین هنرمندان شیفته طبیعت است. او که سالها نسبت انسان و طبیعت را موضوع کار […]